چهارشنبه, 01 خرداد 1398
آخرین اخبار

انتخابات ریاست جمهوری 88 بود. غلامرضا تاجگردون رییس کمیته مدیران دولتی ستاد مهندس موسوی را عهده دار بود. متن سخنرانیهای ایشان در آن روزها کماکان در فضای مجازی در دسترس میباشد. بعنوان نمونه سخنرانی ایشان در سمنان و تهران و همچنین درگچساران. بدیهی است افرادی مانند تاجگردون که کلیدی ترین بخشهای ستاد مرکزی موسوی را مدیریت میکردند بعنوان کلیدی ترین مهره های جریان چپ بشمار میرفتند.

متآثر از سخنان تاجگردون وهمفکران او،بسیاری از جوانان آرمانگرای کشور که باور کرده بودند مملکت دستخوش خفقان و استبداد گردیده و آزادی و دموکراسی با انتخاب موسوی محقق خواهد شد،به خیابانها سرازیر شدند و متآثر از همین سخنرانیها وبیانیه ها خطوط قرمز نظام را شکستند و بر علیه ارکان نظام شعار دادند. اماکن دولتی را به آتش کشیدند و بسیاری از آن جوانان ساده بخت برگشته خونشان ریخته شد و جان و جوانی شان قربانی ترفند ها و دروغهای امثال تاجگردون شد. همین تاجگردون بغد از قائله انتخابات 88 در جمع معترضین بود  اما بعد از آغاز دستگیری محرکین و مباشرین فتنه، تاجگردون آرام و بی صدا به گوشه خانه خزید. بی توجه به شعارهای آرمانی که میداد چشمهایش را برجنازه های جوانان فریب خورده بست و جلوی دوربین شورای نگهبان چنین دهان باز نمود: من تابع ولایت هستم و از موسوی و کروبی و دیگر اصحاب فتنه برائت میطلبم. و در مجلس نیز رسما به عضویت اصولگرایان در آمد. چنین انسانهای ریاکار و کفتار مآب، از هیچ کس و هیچ چیز برای رسیدن به قدرت شخصی نمیگذرند. به هیچکس رحم نمیکنند و به هیچ قاعده و ضابطه ای نیز مقید و ملتزم نیستند. تنها و تنها درپی قدرت هستند و در این مسیر همه چیز را قربانی میکنند. از رهبری و اسلام گرفته تا جوانان احساساتی و ساده دل و مردم گرسنه و پابرهنه گچساران گرفته تا اصلاح طلبان و هزینه داده ها. مگر میتوان ادعای دموکراسی و شایسته سالاری سر داد و جربان رقیب را به انحصار طلبی و خیانت در آرای مردم متهم کرد و از سوی دیگر خود انحصار طلب ترین انسانها بود و متقلب ترین ها؟ کیست که نداند غلامرضا تاجگردون همه را فریفته است؟ مرور زمان بارها نشان داده که چنین عناصرنامظلوبی بمراتب از دشمنان قسم خورده مملکت خطرناکتر هستند.تاجگردون بازوی اجرایی پدرخوانده های اصلی فتنه در استان ماست. شورای نگهبان با تایید صلاحیت فتنه گران نظام را با چالش مواجه خواهد کرد.مادام که برای همایش تبلیغاتی نفت  درگچساران،پیام هاشمی رفسنجانی قرائت میشود ،این خود بارزترین نشانه است که تاجگردون وامدار کدام جریانات و کدام اشخاص است. کیست که نداند تاجگردون در پی تعدیل مشروعیت رهبری و ارتقاء و ترمیم جایگاه هاشمی در میان مردم است؟قبل از انتخابات مجلس میگفت نماینده واقعی کسی است که حنجره خود را بخاطر مطالبات این مردم مظلوم پاره کند و اما بعد از انتخابات گفت که مجلس جای داد و هوار و عربده کشی نیست! همین آدم که امروز تمامی مناصب اقتصادی را در اختیار دارد نخواسته و یا نتوانسته نرخ بیکاری جوانان گچساران را از قعر جدول یک درجه بهبود بخشد. همین آدم تا امروز نخواسته و یا نتوانسته یک مدیر لایق بگمارد. نتوانسته سفره مردم را به رنگ وبوی نان آشنا سازد. تنها وتنها در رسانه ها و سایتها در حال تبلیعات و بلوف سیاسی است. چند پروژه معدود که از دوره های قبل نیمه کاره مانده بودند را بیست وچهار ساعته جلوی دوربین رسانه ها به رخ مردم بیچاره میکشد. برای کلنگ زنی یک جاده بین مزارع ویا یک جوی آب،دهها خودروی دولتی،دهها مدیر، دهها خبرنگار و دوربین را بهمراه خود این سو و آنسو میکشاند. از شهرستانهای همجوار مدیر تزریق میکند بلکه در انتخابات بعد رآی پاک برایش به ارمغان بیاورند. پیمانکاران خودی را سرگرم پروژه های استانها و شهرهای همجوار نموده بلکه در انتخابات بعد هرکدام دهها کارگر و خانواده و دوست خود را به گچساران بیاورند تا صندوقها از آرای پاک پر شود! یکطرف گچساران فقر و فلاکت و پشت دیوارها تزریق خانه معتادان شده و یکطرف دیگر  دربلوار تاجگردون صدها کارگر مشغول تغییر روزانه فضای سبز و آراژمان بلوار خانوادگی تاجگردون هستند. اراضی انفال و منابع طبیعی توسط بستگان نماینده تسخیر و بفروش میرسند و کسی صدایش در نمی آید. سه دهه و نیم بعد از عمر نظام جهموری اسلامی میبینیم که نوکر زادگان شده اند ارباب و خلق گرسنه و مشتی مدیرنمای مرید منش ،نقش نوکران وفادار را بازی میکنند. تاجگردون که ژنتیک وی ساخته شده برای کسب قدرت ولاغیر،تمام اقتصاد دانان را از کمیسیون تلفیق بیرون کرده و ضمن معامله با دولت تدبیر و امید تلاش میکند بلکه رضایت روحانی را برای ارتقای جایگاه شخصی خود حاصل نماید. سه سال قبل هم گفتم و هم نوشتم که تاجگردون بلد است خود را بالا بکشد اما مردم و حوزه انتخابیه اش را خیر. اینان اعتقاد دارند انسانهای قوی نباید میدان بروز بیابند مبادا که فرداروز رقیب خودشان شوند.دوستی میگفت زمان انتخابات به تاجگردون گفتم اگر من پیروز شدم باشت را جدا خواهم کرد و اگر تو موفق شدی خواهشا باشت  را ازگچساران جدا کن. این دوست میفرماید تاجگردون در جوابم گفت بهتر، در این صورت یک تاجگردون دیگر نماینده باشت خواهد شد و من نماینده گچساران! یعنی اینکه تنها از خانواده تاجگردون باید نماینده بشود. وقتی میبینم بعضی همشهریانم در فضای مجازی یا میتینگ ها خود و گچسارانیها را بافرهنگ و متمدن مینامند هم خنده ام میگیرد و هم گریه ام. منطقه ای که هفتاد سال زیر یوغ خاندان تاجگردون بوده چگونه میتواند ادعای فرهنگ و تمدن نماید؟ .... ادامه دارد

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

تازه‌ ترین اخبار